تبليغاتX
دفتر حقوقی دادمان
ارائه انواع خدمان حقوقی

  • اهدای جنین در سایه قوانین ایران
هدی عمید ( كارشناس ارشد حقوق و وكیل پایه یك دادگستری )

تعریف اهدای جنین:

لقاح به معنای باردار شدن است و تلقیح مصنوعی در اصطلاح،عبارت از این است كه زن با وسایل مصنوعی باردار شود.زمانی كه جنین انتقالی حاصل از لقاح تخمك و اسپرم زوجی غیر از زوج گیرنده باشد، اهدای جنین محقق می شود.آیین نامه اجرایی قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور در ماده یك خود چنین تعریفی ارائه می‌كند:

«جنین: نطفه حاصل از تلقیح خارج از رحمی زوجهای قانونی و شرعی است كه از مرحله باروری تا حداكثر پنج روز خواهد بود. این جنین می‌تواند به دو صورت تازه و منجمد باشد. اهدای جنین: واگذاری داوطلبانه و رایگان یك یا چند جنین از زوجهای واجد شرایط مقرر در قانون و این آیین نامه، به مراكز مجاز تخصصی درمان ناباروری برای انتقال به زوجهای متقاضی دارای شرایط مندرج در قانون.»

به عبارت دیگر هنگامی واژه اهدای جنین كاربرد پیدا می‌كند كه با استفاده از اسپرم و تخمك یك زوج شرعی لقاح خارج رحمی انجام شود و سپس جنین حاصل به رحم زوج متقاضی درمان ناباروری منتقل شود. در این شرایط اسپرم و تخمك، هیچ یك متعلق به زوج گیرنده نیست.

شرایط اهدای جنین‌


در خصوص تلقیح اسپرم یك مرد با تخمك متعلق به زن بیگانه و همچنین وارد كردن آن به تخمك در صورت ناتوانی اسپرم در نفوذ به داخل تخمك، مخالفت صریحی در میان متون فقهی وجود ندارد و تعدادی از فقها بر جواز آن نیز تصریح نموده‌اند. بنابراین با توجه به اینكه هیچ‌كدام از عناوین حرام شرعی بر لقاح اسپرم و تخمك بیگانگان در خارج از رحم منطبق نیست به نظر می‌رسد تركیب اسپرم و تخمك مرد و زن فاقد رابطه زوجیت در خارج از رحم مشمول قاعده برائت و اصل اباحه بوده و منعی در آن ملاحظه نمی‌شود.علاوه بر اینكه برخی از فقها همانند آیات عظام خامنه ای، یزدی، مكارم شیرازی و اردبیلی بر جواز آن نظر داده‌اند. جمهوری اسلامی ایران در 29 /4 /1382 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور را تصویب و تحول بزرگی در این زمینه ایجاد نمود.

آیین نامه اجرایی این قانون نیز در سال ١٣٨٣ تصویب و منتشر شد. ماده یك این قانون بیان می‌دارد: «به موجب این قانون تمامی مراكز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح مجاز خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در آن قانون نسبت به انتقال جنینهای حاصله از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی پس از موافقت كتبی زوجین صاحب جنین به رحم زنانی كه پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشكی ناباروری آنها (هر یك به تنهایی یا هر دو) به اثبات رسیده، اقدام نمایند.»

شرایط اهداكننده و دریافت كننده


طبق مقررات قانون فوق الذكر و آیین نامه‌اش، زوجین متقاضی باید درخواست خود را به دادگاه خانواده تقدیم كنند. سلامت جسمانی زوجین اهدا كننده و دریافت كننده باید توسط متخصصین مختلف (زنان، داخلی، ژنتیك و...) تایید شود، سپس طی نامه‌ای مراتب سلامتی زوجین به دادگاه خانواده ارجاع و آنگاه خانواده‌ها به پزشكی قانونی معرفی می‌شوند. پس از طی این مراحل مجدداً دادگاه وارد عمل می‌شود و طی حكمی، مجوز اهدای جنین را صادر می‌كند كه در تمامی این مراحل اطلاعات به صورت محرمانه نگهداری می‌شود.

درخواست كنندگان باید دارای شرایط زیر باشند:


۱ - زن و شوهر باشند. بنابراین زن و مردی كه رابطه قانونی نكاح بین آنان نیست، اگر چه زندگی مشترك داشته باشند، نمی توانند درخواست اهدای جنین كنند. همچنین افراد مجرد یا كسانی كه همسرانشان را از دست داده‌اند نمی‌توانند از این روش برای بچه‌دار شدن بهره مند شوند، چرا كه در این حالت به زعم قانونگذار مصلحت طفل چنان كه باید تأمین نمی‌شود.

۲ - بنا به گواهی معتبر پزشكی امكان بچه دار شدن نداشته باشند و زوجه استعداد دریافت جنین را داشته باشد. صدور این گواهی پس از بررسی لازم به عهده مركز مجاز درمان ناباروری است.

۳ - زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند.

۴ - هیچ یك از زوجین محجور، یعنی صغیر، سفیه و مجنون نباشند.

۵ - هیچ یك از زوجین مبتلا به بیمار یهای صعب العلاج نباشند.

۶ - هیچ یك از زوجین معتاد به مواد مخدر نباشند.

۷ - زوجین تابعیت جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند.

شرایطی كه اهداكنندگان نیز باید واجد آنها باشند بر اساس ماد ه ۲ آ یین نامه عبارت است از:

1 - وجود علقه و رابطه زوجیت قانونی و شرعی

2 - برخورداری از سلامت متعارف جسمی و روانی و ضریب هوشی مناسب

3 - نداشتن اعتیاد به مواد اعتیاد آور و روانگردان

4 - مبتلا نبودن به بیماری‌های صعب العلاج نظیر ایدز و هپاتیت

جوانب حقوقی ناشی از اهدای جنین

1.ماهیت اهدای جنین


اهدای جنین را می‌توان نوعی قرارداد دانست زیرا اولا با توجه به معیارهای حقوقی می‌توان به اسپرم، تخمك و جنین بالقوه انسانی عنوان«مال» را در قراردادها اطلاق نمود. ثانیا اسپرم، تخمك و جنین بالقوه انسانی دارای شرایط مورد معامله از نظر قانون مدنی می‌باشند بنابراین می‌‌توانند در قرارداد«مورد معامله» واقع شوند. اما اینكه قانونگذار قالب حقوقی خاصی را مشخص ننموده است، شاید به این دلیل باشد كه عمل حقوقی در اختیار قرار دادن جنین بالقوه از سوی صاحبان آن به موسسه یا كلینیك مربوط به صورت مخفیانه، با اعراض، اذن، صلح، هبه، وكالت و قرارداد خصوصی موضوع مادة 10 قانون مدنی قابل تطبیق است كه هر كدام از اینها آثار حقوقی مخصوص به خود را دارد.

2.نسب طفل ناشی از اهدای جنین


می‌خواهیم بدانیم طفل را باید به زن و شوهر گیرنده ملحق دانست یا به صاحبان نطفه؟ در تعیین وضعیت نسب پدری طفل، اكثر فقها صاحب اسپرم را پدر می‌دانند. لذا بسیاری از فقها با توجه به آیات، روایات و دلایل دیگر بر این باورند كه مرد صاحب اسپرم، پدر طفل حاصل از اهدای جنین خواهد بود و در مورد مادر نیز معتقدند تخمك زن، اصل و ریشه طفل است، بنابراین فقط وی مادر است و رحم نمی تواند ریشه جنین باشد؛ چون رحم صرفاً نقش حفظ و تغذیه تخمك بارور شده را ایفا می كند؛ به همین علت صاحب رحم، مادر نیست. قانون ایران بدون تصریح به الحاق طفل به زوجین پذیرنده، فقط به بعضی از آثار نسب (نگهداری، تربیت، نفقه و احترام) اشاره كرده است (ماده3 وظایف و تكالیف زوجین اهدا گیرندهء جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و نفقه و احترام، نظیر وظایف و تكالیف اولاد و پدر و مادر است.) به عبارت دیگر قانون ایران در این زمینه ساكت است. نظریه سنتی در این خصوص آن است كه طفل به صاحب نطفه ملحق می‌شود و آنچه قانونگذار در ماده 3 فوق الذكر بیان نموده است نیز به نوعی مبتنی بر نظر سنتی فقهاست و به همین دلیل از توارث نام نبرده است، ولی مسئله اینجاست كه این موضوع را می‌توان نقض غرض دانست.زیرا معمولا ترجیح داده می‌شود كه صاحبان نطفه ناشناخته باقی بمانند و علاوه بر این آنها قصدشان داشتن فرزند نبوده است و تحمیل چنین آثاری بر آنها قطعا با خواست آنها و نیز مصلحت طفل در تعارض است. آنچه منطقی و كاربردی به نظر می‌رسد آن است كه طفل به كسانی ملحق شود و از اشخاصی ارث ببرد كه خود به دنبال ایجاد این رابطه بوده‌اند و خود را پدر و مادر طفل می‌دانند و در نتیجه خود را برای همه آثار آن آماده نموده‌اند.

3.نفقه و حضانت طفل ناشی از اهدای جنین


مطابق ماده 1199 ق.م. نفقه اولاد بر عهده پدر و پس از آن، با اجداد پدری و پس از آن بر عهده مادر است. البته فقها نیز نفقه فرزند را واجب می‌دانند؛ حتی اگر از راه خلاف شرع (زنا) باشد.

بنابر این آنان كه طفل را به صاحب اسپرم نسبت می‌دهند، به طریق اولی باید نفقه را بر وی واجب بدانند. چرا كه حتی اگر اهدای جنین را جایز ندانند، كمتر فقیهی آن را زنا دانسته و حتی اگر مثل آن باشد، باز هم نفقه بر وی واجب است در ماده 1168 قانون مدنی نیز آمده: «نگاهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است. بنابر این، طفل به هر كس نسبت داده شد، همان فرد حق و وظیفه حضانت را بر عهده دارد.» ماده 3 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور بیان می‌كند: «وظایف و تكلیف زوجین گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری، تربیت، نفقه و احترام نظیر وظایف و تكالیف پدر و مادر است» و بنابر این هم حضانت و هم نفقه فرزند بر عهده دریافت‌كنندگان جنین است.

4.ارث در اهدای جنین


افرادی كه جنین را به صاحبان اسپرم و تخمك نسبت می‌دهند؛ معتقدند طفل مزبور از آنها ارث می‌برد، فقهایی كه صاحب رحم را مادر می‌دانند، معتقدند احكام ارث نیز بین آنان حاكم می‌شود.آنان كه نظریه دو مادری را برگزیده‌اند، معتقدند طفل از هر دو مادر ارث می‌برد. قانونگذار به تبع عدم تعیین قواعد مربوط به نسب در مورد قوانین ارث نیز سكوت اختیار كرده است و این موضوع در حال حاضر در ابهام به سر می‌برد.

در مجموع به نظر می‌رسد اگرچه تصویب قانون اهدای جنین تا حدی به نیاز جامعه در این خصوص پاسخ گفته است اما این قانون تنها به بیان كلیات اكتفا نموده است و در نتیجه نیاز به قانونمندسازی بسیاری از جزئیات همچنان باقی است. علاوه بر آن در رابطه با انواع گسترده دیگری از روشهای نوین باروری مانند اهدای تخمك،اهدای اسپرم و رحم جایگزین به‌رغم اینكه به‌صورت عملی در جامعه انجام می‌پذیرد؛ لیكن جای خالی قوانین خاصی كه به تمامی جوانب این امر بپردازد به وضوح حس می‌شود.

نوشته شده توسط وکیل در ساعت 16:20 | لینک  | 
 


آگهي ساز - آگهي و تبليغات رايگان